Friday, January 4, 2008

فخرالزمان جبار وزیری - ایران دفتری

*
فخرالزمان جبار وزیری
*
ایران دفتری
*
*
پژوهش ، گردآوری و ویرایش : آنسه
*
*
همزمان با اقداماتی که جهت نمایش فیلم «فردوسی در توس» در جریان بود ، اردشیر ایرانی و سپنتا از طریق تجارت خانه ی «نوریانی» که کار ترخیص فیلم های امپریال فیلم را به عهده داشت ، با آگهی هایی ، به استخدام بازیگر جهت محصولات آینده ی خود در هندوستان پرداختند . داوطلبان بازی در فیلم فارسی در هندوستان ، خارج از انتظار شد تا جایی که تجارت خانه ی نوریانی ناچار شد آگهی های جدیدی چاپ کند تا مراجعات داوطلبان را متوقف سازد.ر
*
برای سومین فیلم «عبدالحسین سپنتا» دو بازیگر زن انتخاب شدند : فخر الزمان جبار وزیری و ایران دفتری.ر
*
فخرالزمان جبار وزیری که تازه از سفر غرب و کسب تحصیل و تجربه ی بازیگر به تهران برگشته بود ، در اوائل سال 1312 با کمک آوانس اوگانیانس ، به اداره ی مدرسه ی آرتیستی سینما رفته بود . فخر الزمان پس از دیدن آگهی استخدام بازیگر ، ترجیح داد وارد مرحله ی عملی تر بازیگری شود و بدین ترتیب پروژه ی اوگانیانس را دچار مشکل کرد.ر
*
*
فخر الزمان جبار وزیری برای این که بهترین باشد ، همه ی شرایط لازم را داشت و به همین دلیل ، هیچ تردیدی در انتخاب اش نبود و به عنوان بازیگر نخست زن فیلم شیرین و فرهاد انتخاب شد. او یکی از نخستین خانم های ایرانی ست که در سینمای ناطق شرکت کرده است . فخر الزمان پس از پایان تحصیلات اش در مدارس تهران ، برای تکمیل تحصیلات به پاریس رفت و مدت سه سال مشغول انجام کارهای خود بود و در ضمن به اسرار و حرکات فنی ظریف آرتیستی نیز آشنا شد.ر
*
ر«فخر الزمان جبار وزیری» در سه فیلم شیرین و فرهاد ، چشم های سیاه و لیلی و مجنون ایفای نقش کرد.ر
*
خانم بازیگر دیگری که در این سال ها دل به دریا زد و در سینما فعالیت کرد ، خانم ایران دفتری بود.ر
*
ایران دفتری در ابتدا یکی از نقش های فرعی «شیرین و فرهاد» را بر عهده داشت . دفتری بعدها در اواسط دهه ی چهل ، بار دیگر به سینمای ایران راه یافت و به ویژه پس از بازی در فیلم قیصر (مسعود کیمیایی – 1348 ) به یکی از مادران شیرین سینمای ایران مبدل شد.
ر
*
*
*
ایران دفتری به تشویق همسرش «ضیاء دفتری» بدون حجاب روی صحنه رفته بود . او شاگرد اولین دوره ی هنرستان هنرپیشه گی بود که با عزمی راسخ و قلبی پُر از امید مقاومت کرد تا دوران شکوفایی تئاتر آغاز شد و تماشاخانه ی تهران و تئاتر فرهنگ ، تئاتر فردوسی و تئاتر سعدی وغیره ، صحنه ی هنرنمایی زنان هنرمند شدند.
ر
*
ایران دفتری از نحوه ی ورودش به اکیپ فیلم شیرین و فرهاد چنین می گوید :ر
*
ر«من از طریق آقای «کرمانشاهی» با «سپنتا» آشنا شدم آن روزها فخر الزمان جبار وزیری به تازه گی از فرنگ برگشته بود و در مدرسه ی آرتیستی آوانس اوگانیانس مشغول کار بود. ابتدا قرار بود فیلم شیرین و فرهاد توسط یک کارگردان هندی که به مستر هومی مشهور بود ، ساخته شود.ر
*
سرپرست استودیو امپریال فیلم نیز یک ایرانی به نام اردشیر ایرانی بود ، ولی جالب این که وی که تابعیت ایرانی داشت ، هرگز ایران را ندیده بود .ر
*
در آن زمان برای ساختن فیلم ، اجازه ی خروج از کشور به کسی داده نمی شد و تنها به دلیل ساختن فیلم فردوسی توسط سپنتا بود که به اعضای گروه اجازه داده شد برای فیلم برداری عازم هند شوند. البته مرحوم «نصرت الله محتشم » که از بازیگران سرشناس تئاتر آن دوره و کارمند دولت بود ، با تلاش فراوان موفق شد برای اعضای گروه روادید بگیرد.ر
*
بلافاصله من و آقای سپنتا که همسر و مادرش را نیز به همراه داشت و هم چنین آقای نوریانی آهنگ ساز این فیلم ، از طریق اصفهان و شیراز ، راهی بمبئی شدیم و در روزهای سال 1314 شمسی ، کار فیلمبرداری را در دکورهای استودیو امپریال فیلم آغاز کردیم.ر
*
ر«سپنتا» قبل از حرکت ، مشخصات تمام بازیگران را برای «اردشیر ایرانی» فرستاده بود و او قراردادها را آماده کرده بود و به محض ورود ما به بمبئی ، قرارداد بازی در فیلم را امضا کردیم . سپنتا فیلم نامه ی شیرین و فرهاد را از قبل آماده نکرده بود و به همین دلیل هنگامی که وارد بمبئی شدیم ، شروع کرد به نوشتن فیلم نامه.ر
*
پس از نوشتن فیلم نامه بود که تازه مشخص شد بازیگران چه نقشی را بازی کنند ... در آن جا مشخص شد که فخر الزمان جبار وزیری در نقش شیرین و سپنتا نقش فرهاد را بازی می کند . من در نقش ندیمه و روح انگیز سامی نژاد در نقش شکر انتخاب شدیم.ر
*
*
فیلم موزیکال بود و بخش اعظم گفت و گوها باید به صورت ترانه و آواز بیان می شد و من که آن زمان صدای رسا و خوبی داشتم به خوبی از عهده ی کار برمی آمدم . صدای خوب من باعث شد که در چند سکانس از فیلم ، به جای خانم جبار وزیری بخوانم و وی تنها لب بزند. آقای نوریانی نیز با نواختن ویلون ، موسیقی فیلم را ساخته بود.
ر
*
کار ساختن این فیلم حدود هشت ماه طول کشید و در این مدت تمام فیلم برداری در دکورهای ساخته شده در فضای بسته انجام می شد... به هر طریق فیلم برداری شیرین و فرهاد در اواخر سال 1314 به اتمام رسید و من به همراه آقای نوریانی از طریق مشهد ، به تهران بازگشتیم. آقای سپنتا نیز به همراه سایر اعضای گروه به پاکستان رفتند تا فیلم بعدی سپنتا را در آن جا جلوی دوربین ببرند.»ر
*
فیلم بعدی سپنتا که خانم دفتری به آن اشاره کردند چشم های سیاه یا «فتح لاهور به دست نادرشاه» نام داشت که طی دو ماه فیلم برداری شد . بازیگرانی که در این فیلم شرکت داشتند عبدالحسین سپنتا در نقش همایون ، سهراب پوری در نقش راجا ، امیرحسنی در نقش مرتاض و خانم ها فخرالزمان جبار وزیری در نقش هما ، خانم گلاب در نقش بانو و خانم شاسی در نقش دهقان بودند.ر
*
فیلم «چشم های سیاه» برای نخخستین بار از تاریخ دوازدهم خرداد 1315 به مدت بیست و هشت شب در سینماهای ایران نو و پارس به نمایش در آمد.ر
*
آخرین فیلمی که در آن سال ها توسط سپنتا ساخته شد و در کارخانه ی ایست ایندیا فیلم کلکته کلید خورد ، لیلی و مجنون نام داشت . فیلم برداری این فیلم در سال 1315 در کلکته انجام شد . نقش زن نخست این فیلم را همانند فیلم های سابق خانم فخر الزمان جبار وزیری بر عهده داشت که در نقش لیلی ظاهر شد. این فیلم به مدت 144 دقیقه در فروردین سال 1316 آماده ی نمایش شد و این پایان فیلم سازی آن دوران محسوب می شود.ر
*
*
از سال 1316 تا سال 1326 هیچ فیلمی در سینمای ایران ساخته نشد و این هم به دلیل عقب مانده گی تکنیکی ، رقابت نابرابر با فیلم های خارجی و حمایت نکردن دولت بود که سبب فرو پاشی سینمای ایران شد و نیز وقوع جنگ جهانی دوم نیز باعث شد که تا سال 1326 در ایران هیچ فیلمی جلوی دوربین نرود.ر
*

*
چهاردهم دی ماه 1386 خورشیدی
**
**

5 comments:

eb said...

خسته نباشی آنسه جان، ممنون بابت زحمتی که می کشی. یک سوال، آیا عمدن نام وبلاگ رو روی عکسها به شکل
stare-banou
می نویسی و یا اینکه اشتباه تایپی هست؟
من در پست قبلی هم این مورد توجهم رو جلب کرد اما فراموش کردن بپرسم.
شاد باشی

MAHMOOD said...

درود آنسه جان

استفاده بردم . دستت درد نکنه عزیز


خانوم "ایران دفتری" که خداش بیامرزد ، در همان فیلم "قیصر" هم با وجود نقش کوتاهی که داشت ، خوش درخشید


شادزی

aanseh said...

با سپاس از ابراهیم عزیز و محمود عزیز برای پیام های شان ، مرسی.ا

ابراهیم جان ، نظرت کاملن درست است ، لوگو اشتباه دارد که من متوجه نشده بودم ، در عکس های آینده حتمن تصحیح خواهد شد. از توجه ات بی نهایت سپاس گزارم.ا

Maryam said...

آنسه جان با سپاس از تو
مطالب یکی از یکی خواندنی تر می شود
گفتم برای من که در زمینه ی سینمای ایران خیلی کار و تحقیق نکرده ام خواندن همه این مطالب لذت بخش و آموزنده است.

این خانم فخرالزمان به نظرم خیلی زیباست و چه جالب که هم نقش لیلی را بازی کرده و هم نقش شیرین را. احتمالن خودش در آن روزگار خیلی عاشق بوده...!ا خنده!ا

خیلی جالب است یک سال پیش از این که پدر من حتا به دنیا بیاید این خانم در پاریس درس می خوانده و مدرسه ی سینمایی می رفته. خوشا به حال اش با آن خانواده ی روشن فکرش که زمینه ی فعالیت او را در آن روزگار فراهم کرده بودند.

از سوی دیگر وقتی می خوانم که آن دوره از بس زنان از سینما دور بودند آگهی می کردند و مدرسه ی سینمایی مجانی برای آموزش بازیگران دایر می کردند با خودم می گویم چه قدر پیشرفت در چنان فضای بکری آسان بوده در مقایسه با حالا این همه نقاضا برای کار در این زمینه هست و بین این همه آدم خوش درخشیدن و پیشرفت کردن واقعن دشوار است.

یعنی آن زمان دشواری های خاص خودش را داشته و این زمان هم دشواری های خاص خودش را دارد.
آن زمان خط شکن بودن و راه را هموار کردن برا یکار این زمینه دشوار بوده و این زمان بین این همه متقاضی و کارورز در این زمینه خوش درخشیدن و گل کردن کار دشواری است.

faramarz said...

سلام به عزيز آنسه
اهتمام شما ارجمندم در باره موضوعات هنري كه تا به حال به شكل شكيل و مستقل و قابل استناد و اعنبار مطرح نبوده است و با قلم و نگاه فاخر و جدي شما كاري است دشوار و بخصوص نوشتارهايي كه بر مبناي پژوهش و با منابع نگارش مي شود هم علاقه و استعداد و درك را مي طلبد و هم دشواري هايي را كه شكر همه اينها را در شما عزيز مي بينم و به آن افتخار مي كنم
با تقديم بهترين آرزوها